برای سنجش رضایت از زندگی از مقیاس رضایت از زندگی(SWLS)3 دینر و دیگران (1985) استفاده میشود. این مقیاس از 5 گزاره که، مولفه شناختی بهزیستی فاعلی را اندازهگیری میکند تشکیل شده است. این مقیاس به زبانهای آلمانی، اسپانیایی و ژاپنی توسط ساه، دینر، اویشی و تریاندیس (1998) در یک مطالعه بین فرهنگی ترجمه شده است هر گزاره دارای 7 گزینه است و از 1 تا 7 نمره گذاری میشود (کاملا موافقم تا کاملا مخالفم). با اینکه این پرسشنامه کوتاه است و فقط 5 سوال دارد، اما همین مقیاس کوتاه بسیار و به وفور در پژوهشهای حال حاضر استفاده میشود. گویههای این مقیاس به شرح ذیل میباشد:

1- زندگی ام در بیشتر موارد به زندگی دلخواه من ، نزدیک است ( زندگیام در بیشتر موارد با ایدهآلهایم تطبیق دارد).
بهشدت مخالفم مخالفم کمی مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
کمی موافقم موافقم بهشدت موافقم

2- شرایط زندگی ام عالی است.
بهشدت مخالفم مخالفم کمی مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
کمی موافقم موافقم بهشدت موافقم

3- از زندگی ام راضی ام .
بهشدت مخالفم مخالفم کمی مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
کمی موافقم موافقم بهشدت موافقم
4- تا کنون به چیزهای با اهمیتی که در زندگی می خواستم ، رسیده ام .
بهشدت مخالفم مخالفم کمی مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
کمی موافقم موافقم بهشدت موافقم
5- اگر عمری باقی باشد ، تقریباً چیزی را تغییر نخواهم داد.
بهشدت مخالفم مخالفم کمی مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
کمی موافقم موافقم بهشدت موافقم

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-9-2 تمایل به مهاجرت
تعریف نظری:
آمادگی و قبول روحی- روانی فرد برای جابجایی از نقطه‏ای به نقطه دیگر را تمایل به مهاجرت گویند. درحقیقت می‏توان آنرا مهاجرت احتمالی در آینده نیز نامید. این تمایل به مهاجرت می‏تواند متأثر از یکسری ویژگیهای فردی، تعلقات اجتماعی فرد، دافعه مبدا و غیره باشد.
تعریف عملیاتی:
برای سنجش میزان تمایل به مهاجرت از آبادان عبارات ذیل همراه با یک طیف پنج قسمتی از کاملا موافق تا کاملا مخالف مطرح می شود:
– در صورت فراهم شدن شرایط از آبادان به جای دیگری مهاجرت خواهم کرد.
– تمایل به مهاجرت از آبادان حتی درصورت بدست آوردن شغلی پایین‏تر از شایستگی خود.
– تمایل به مهاجرت از آبادان به دلیل داشتن آینده بهتری برای خانواده و فرزندان.
– تا به حال بارها به این مساله که از آبادان به جای دیگر مهاجرت کنم فکر کرده ام.
1-9-3 دافعه مبدا
تعریف نظری:
به عوامل و شرایط منفی اطلاق می‏شود که در مبدأ وجود دارد، افراد را از ماندن در مبدأشان باز داشته و برای مهاجرت به مکانی دیگر که این شرایط و عوامل را ندارند تحریک می‏کند.
تعریف عملیاتی:

برای سنجش میزان دافعه مبدأ که یکی از عوامل مهاجرت می‏تواند باشد، از چهار سوال پنج گزینه‏ای (خیلی زیاد، زیاد، تاحدودی، کم و اصلاَ) ذیل:
– شهر آبادان فاقد امکانات رفاهی مانند: فضاهای تفریحی، فرهنگی و امکانات بهداشتی می باشد.
– شهر آبادان در مقایسه با بسیاری از شهر های دیگر از نظر توسعه عقب مانده محسوب میشود.
– شرایط آب و هوایی آبادان (گرد و خاک و شوری آب) تحمل ناپذیر است.
– برایم سخت است خودم را با آداب و رسوم مردم شهر آبادان وفق دهم.
– معضل بیکاری در آبادان بسیار حاد می باشد.
و همچنین سؤال بازی که ازپاسخگو خواسته می شود سه مورد از مهمترین مسائل و مشکلات محل سکونت خویش را بیان کند استفاده می شود.
1-9-4 ویژگیهای فردی
عوامل فردی به ویژگیهای فردی مهاجران از جمله؛ سن، جنس، تحصیلات، ویژگیهای روانی و شخصیتی افراد، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و غیره اطلاق می‏شود. تحت تأثیر چنین ویژگیهایی برخی از افراد مهاجرت را ترجیح می‏دهند و به آن مبادرت می‏ورزند و برخی دیگر مهاجرت نمی‏کنند. از عوامل فردی؛ پایگاه اجتماعی- اقتصادی و نگرش به پدیده مهاجرت که نیاز به شاخص‏سازی دارند مورد بحث و بررسی قرار می‏گیرند.
1-9-5 پایگاه اجتماعی-اقتصادی
تعریف نظری:
طبقه اجتماعی به بخشی از اعضای جامعه اطلاق می‏شود که از نظر ارزشهای مشترک، حیثیت، فعالیتهای اجتماعی، میزان ثروت و متعلقات شخصی دیگر و نیز آداب معاشرت، از بخشهای دیگر جامعه تفاوت داشته باشند. در جوامع نوین سه شاخص بنیادی برای طبقه اجتماعی وجود دارند که عبارتند از درآمد، شغل و تحصیلات. علاوه ‏براین شاخصهای بنیادی، متغیرهای مهم دیگر طبقات اجتماعی عبارتند از مذهب، ملیت، جنسیت، محل سکونت و زمینه خانوادگی (کوئن، 1375: 178).
تعریف عملیاتی
به لحاظ عملیاتی، برای سنجش و تعیین پایگاه اجتماعی- اقتصادی فرد از گویه‏های تحصیلات، میزان درآمد خانوار در ماه، طبقه اقتصادی از نظر خود فرد استفاده میشود. نحوه کدگذاری و ارزیابی شاخص پایگاه اجتماعی- اقتصادی به صورت یک متغیر رتبه‏ای، به شرح ذیل می‏باشد:
طبقه ‏اقتصادی ‏از
منظرخود فرددرآمدخانواردر
ماه (هزار تومان)شغل 1تحصیلات1= پایین
2=متوسط‏ ‏به‏پایین
3= متوسط
4= متوسط‏روبه‏بالا
5= بالا1= تا 100
2= 150- 101
3= 250- 151
4= 500- 251
5= بالاتر از 5001= فروشنده‏دوره‏گرد..
2=کارگران‏ماهر …….
3=کارمند‏عادی‏دولت‏..
4=کارمند‏ارشد‏دولت‏..
5=کارمند بلند پایه…..
1= بی‏سواد
2= ابتدائی، راهنمائی‏ومتوسطه
3= دیپلم و فوق‏دیپلم
4= لیسانس
5= فوق‏لیسانس‏و‏دکترا
نگرش به مهاجرت
تعریف نظری
ارزشگذاری و داوری عمومی افراد در باره مفهوم مهاجرت بدون مشخص بودن مقصد خاصی می‏باشد. به‏عبارت دیگر، به دوست‏داشتنها و نفرت‏داشتنهای فرد از پدیده مهاجرت اشاره دارد.
تعریف عملیاتی
برای سنجش میزان نگرش به مهاجرت از دو سؤال زیر استفاده شده است:
– در طول زندگی تا چه حد دوست دارید از منطقه‏ای به منطقه دیگر مهاجرت کنید؟
– تا چه حدی مهاجرت را عامل پیشرفت در زندگی شخصی می‏دانید؟
سؤالات از 1 (خیلی کم) تا 5 (خیلی زیاد) کدگذاری میشوند.
فصل دوم:
پیشینه نظری و تجربی تحقیق
چهارچوب نظری
پیشنه تجربی تحقیق
2-1 دیدگاههای نظری
گرایش و تمایل به مهاجرت و تاثیر رضایت از زندگی بر آن موضوعی است که برای ساختاربندی نظری آن باید از سه حوزه بررسی متفاوت سود برد؛ یکی حوزه‏ای است که مربوط به گرایش و تمایل بوده و در حیطه روان‏شناسی قرار می‏گیرد، حوزه دوم که باز هم در حیطه روانشناسی است، بحث رضایت از زندگی است. حوزه سوم، حوزه‏ای است که مربوط به مهاجرت بوده و عالمان علوم مختلف در مورد آن نظریه‏پردازی کرده‏اند. در این رساله بیشترین تمرکز بر روی نظریه‏های مهاجرت بوده و از نظریه‏های گرایش برای فهم و درک بهتر رفتار مهاجرت آتی استفاده می‏شود. بنابراین، مبانی تئوری تحقیق در سه بخش؛ نظریه‏های گرایش، رضایت از زندگی و نظریه‏های مهاجرت پی‏گیری می‏شود.
2-1-1 نظریه‏های گرایش4
مطالعه گرایش یکی از قدیمی‏ترین و مهمترین حوزه‏های تحقیق روانشناسی اجتماعی است. بی‏تردید، ارائه تعریف روشن از آن و بررسی نظریه‏های شکل‏گیری آن می‏تواند در شناخت کنشهای انسانی ازجمله مهاجرت مؤثر باشد. تعاریف متفاوتی از گرایش صورت گرفته که روی‏هم‏رفته تعریف سه عنصری گرایش تعریفی است که بیشتر روانشناسان اجتماعی روی آن اتفاق نظر دارند. مطابق با این تعریف، گرایش نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی و یک عنصر تمایل به عمل است. عنصر شناختی شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره یک شیء یا اندیشه است. عنصر احساسی یا عاطفی آن است که معمولاَ نوعی احساس عاطفی با باورهای ما پیوند دارد. و تمایل به عمل به آمادگی برای پاسخگویی به شیوه‏ای خاص اطلاق می‏شود (کریمی، 1373: 295). بسیاری از محققان عوامل تکوین گرایشها را چهار عامل: 1- آنچه که نیازهای شخص را برآورده می‏کند، 2- کسب اطلاعات درباره موضوع یا شیء یا فرد خاص، 3- تعلق گروهی و 4- شخصیت دانسته‏اند (همان: 312 و 311).
در زمینه چگونگی شکل‏گیری گرایش، نظریه‏ها و دیدگاههای متفاوتی ازجمله؛ نظریه یادگیری، نظریه‏های شناختی، دیدگاه کارکردگرایی و دیدگاههای تاریخی- اقتصادی وجود دارند. به دلیل ماهیت موضوع مورد بررسی و نیز از آنجا که مهمترین تئوری در زمینه گرایش، “تئوری فیش‏باین و آیزن”5 (جزو نظریه‏های شناختی) است به بررسی آن پرداخته می‏شود.
2-1-1-1 نظریه فیش‏باین و آیزن
فیش‏باین و آیزن در پی یافتن یک تئوری برای تبیین رفتار به نقش گرایش اشاره می‏کنند. به نظر آنها رفتار در پی زنجیره‏ای از عوامل به وجود می‏آید. حلقه ماقبل بروز رفتار “قصد و نیت” به انجام یک رفتار است. به وجود آمدن “قصد و نیت” به نوبه خود تابع دو متغیر دیگر؛ الف) گرایش به‏سوی آن رفتار و ب) هنجار ذهنی است. گرایش به سوی رفتار یک متغیر فردی و شخصی است که طی آن فرد انجام یک رفتار یا یک پدیده را از نظر خودش ارزیابی می‏کند که آیا خوب یا بد است. هنجار ذهنی منعکس کننده نفوذ و فشار اجتماعی است که شخص آنرا برای انجام یک کاری (رفتاری) احساس و ادراک می‏کند. بنابراین در این تئوری، گرایش به نوبه خود تابع دو عامل دیگر: 1- انتظار فایده و 2- ارزیابی فایده می‏باشد (رفیع‏پور، 1372: 10 و 9). نحوه تأثیرگذاری گرایش بر رفتار فرد در تئوری فیش‏باین و آیزن را می‏توان به صورت دیاگرام زیر بیان کرد:
نمودار (2-1): دیاگرام نحوه تأثیرگذاری گرایش بر رفتار فرد در تئوری فیش‏باین و آیزن

میزان تأثیر هر یک از دو متغیر گرایش و هنجار ذهنی در نیت همیشه یکسان نبوده و بستگی به شخصیت فرد و شرایط اجتماعی دارد. باید پذیرفت که عوامل دیگری نیز در تعیین درجه هماهنگی گرایش- رفتار مؤثرند و این نظریه بطور آشکارا فهم و درک نقش گرایشها در تعیین رفتار را آسان می‏نماید.
2-1-2 نظریههای رضایت از زندگی
رضایت از زندگی یک مفهوم ذهنی و منحصر به فرد برای هر انسان است که جزء اساسی بهزیستی ذهنی را تشکیل می دهد و عموماً به ارزیابیهای شناختی یک شخص از زندگی خود اشاره دارد این مفهوم، شامل یک ارزیابی کلی از زندگی بوده و فرآیندی مبتنی بر قضاوت فردی است. در این روند، مقایسه ای بین ملاک های فرضی شخص با زندگی واقعی اش صورت گرفته و هر چه واقعیت زندگی با این ملاک های فرضی نزدیک به هم باشد، شخص احساس، رضایت بیشتری از زندگی می کند (دلاهایج، گیلارد و وان دام6، 2010).
رضایت از زندگی به عنوان یکی از مؤلفه های بهزیستی درونی شامل نگرش فرد، ارزیابی عمومی وی نسبت به کلیت زندگی خود و یا برخی از جنبه های زندگی، همچون زندگی خانوادگی و تجربه آموزشی است. طبق این تعریف، ارزیابی شخص از خود ممکن است به شکل شناختی) قضاوت آگاهانه نسبت به جوانب زندگی ( یا به صورت عاطفی (تجربه هیجانات و خلقیات ناخوشایند و خوشایند افراد در مواجه با زندگی خود) باشد. به این نحو که اگر کسی اغلب از زندگی خود راضی باشد و خوشی را تجربه نماید و گاه گاهی هیجاناتی مثل غمگینی و خشم را تجربه نماید، بهزیستی درونی بالا خواهد داشت. بر عکس، اگر از زندگی خود ناراضی باشد و خوشی و علاقه اندکی را تجربه نماید و هیجانات پیوسته منفی، مثل خشم و اضطراب را احساس نماید دارای بهزیستی درونی پایینی است. بنابراین رضایت از زندگی یک صفت درونی و پایدار در نظر گرفته نمی شود، بلکه به تغییرات محیطی نسبتاً حساس است و دیدگاه شخص در مورد بهزیستی اش از اهمیت برجسته ای برخوردار است.
احساس خرسندی و رضایت از جنبه های زندگی، از مؤلفه های نگرش مثبت افراد نسبت به جهانی است که در آن زندگی می کنند. رضایت از زندگی با ارزش ها ارتباط نزدیک اما پیچیده ای دارد و معیارهایی که افراد بر پایه آن درک ذهنی خود را از خوشبختی ارزیابی می کنند، متفاوت است. تجربه شادکامی و رضایت از زندگی هدف برتر زندگی به شمار می رود و احساس غم و ناخرسندی اغلب مانعی در راه انجام وظایف فرد شمرده می شوند. رضایت از زندگی بازتاب توازن میان آرزوهای شخص و وضعیت فعلی او می باشد. به بیان دیگر هر چه شکاف میان سطح آرزوهای فرد و وضعیت عینی وی بیشتر گردد، رضایتمندی او کاهش می یابد.
شواهد تجربی حاکی از آن است که رضایت از زندگی دارای سه بعد رضایت از زندگی گذشته، حال و آینده است. دیدگاه مثبت و خوش بینانه نسبت به آینده به مقابله بهتر با موقعیت های فشارزای حال می انجامد. لازاروس، گانر و فولکمن نشان دادند که دیدگاه امیدوارانه و خوش بینانه در سنجش سازه رضایت از زندگی، مفید و مناسب می باشند. تجارب پیشین زندگی، رضایت ها و نارضایت هایی که افراد در مراحل اولیه زندگی تجربه کرده اند می توانند با تجارب بعدی ایشان متفاوت باشد و پیامدهایی برای سلامت و بیماری فرد به دنبال داشته باشد. پیشینه موفقیت ها و شکست ها در انجام تکالیف روانی – اجتماعی حال و آینده فرد انعکاس می یابد و واقعیت او را در زمینه احساس یکپارچگی و امید تحت تأثیر خود قرار می دهد. بدین ترتیب سلامت جسمی و روانی آنی افراد متأثر می سازد.
فیلسوفان و اندیشمندان در طول تاریخ همواره بر این باور بودهاند که ویژگیهایی مانند دوست داشتن، عقل و عدم وابستگی از جمله مولفهای اساسی رضایت از زندگی است. بررسیهای تجربی در مورد رضایت از زندگی و به دنیال آن در چهاچوبی گستردهتر بهزیستی فاعلی از اوایل قرن بیستم شکل گرفتند. در قلمرو بهزیستی فاعلی چند چند فرایند تاریخی را میتوان مشخص کرد. 1- مطالعات جامعهشناسان که عمدتا متمرکز بر بررسی تاثیر عوامل جمعیتشناختی مانند درآمد و ازدواج بر بهزیستی فاعلی است 2- پژوهشهای متخصصان بهداشت روانی با تاکید بر این اندیشه که بهداشت روانی فراتر از فقدان نشانه های افسردگی و غمگینی است و شادکامی و رضایت از زندگی را نیز در بر میگیرد. 3- پژوهشهای روانشناسان شخصیت که به بررسی شخصیت افراد خوشحال و غمگین پرداختهاند (داینر، اویشی و لوکاس، 2003).
در سالهای اخیر پژوهش در زمینه بهزیستی فاعلی، که به چگونگی ارزشیابی افراد از زندگی خود میپردازد رو به فزونی است. این ارزشیابی نوع بازخورد نسبت به رویدادها، قضاوت درباره میزان رضایت از زندگی و رضایت از موضوعهایی مانند ازدواج و کار را در برمیگیرد (داینر، اسکولون و لوکاس، 2003). معهذا توجه به مساله رضایت از زندگی و تاثیری که میتواند بر پدیدههای دیگر مانند تمایل به مهاجرت و جابجایی و… داشته باشد کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
2-1-3 نظریه‏های مهاجرت

  • 1

پاسخ دهید